خرید بک لینک

درباره سایت

171

آخرین مطالب

امکانات وب

نمبدونم برات پیش اومده که با رفیق صمیمیت قطع ارتباط کنی؟ من این تجربه رو داشتم ببین قهر نه هااااا قهر برای منی که ۳۱ سالمه دیگه زشتهقطع ارتباط از چشم افتادفطع ارتباط خود خواسته پارسال ابان ماه من رفیقی که از سال ۹۰ باهاش دوست بودم و عملا رفیق گرمابه و گلستانم بود، خیلی جاها از خودم زدم، خیلی حرفاشو نشنیون زدم البته از حق نگذرم اونم خیلی جاها رفیق بود ، خیلی خاطرات خوب باهاش داشتم پارسال ابان ماه بعد از روز تولدش عملا ارتباط من باهاش قطع شد دوستی که سال ۹۲ بعد از ارتباط و دوستی با یه پسر کم کم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باران جعفری تاريخ: يکشنبه 18 مرداد 1405 ساعت: 14:25

اگر هنوز گذرتان به اینجا میافتد باید بگم شمع تولد ۳۱ سالگیم را فوت کردم و وارد ۳۲ سال شدم تولدم مبارک

برچسب: نویسنده: باران جعفری تاريخ: جمعه 25 خرداد 1403 ساعت: 15:08

خیلی وقتا با خودم میگم چرا یجوری اینجا تایپ میکنم و مینویسم انگار کسی هست و میخونه ... ینی واقعا متروکه شده؟ تق تق هیشکی نیست؟

برچسب: نویسنده: باران جعفری تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1402 ساعت: 11:19

آقا چراغ خاموش نباشید ...

من الان اورتینگ شدیدم

چند ماهه دارم با بی انگیزگی شدید دست و پا میزنم

نیاز دارم همه چیز به قبل از این دوران برگرده

سخته اما باید سعی کنم

نمیدونم ....

قشنگ شدم آدمی که روزامو فقط با گوشی و خواب دارم سپری میکنم

در داغونترین حالت ممکنم

چیکار کنم؟

۱۲ آبان گندددددد

برچسب: نویسنده: باران جعفری تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1402 ساعت: 11:19

امروز دارم یه فروپاشی روانی بزرگ تجربه میکنم ۹ مهر ۱۴۰۲

برچسب: نویسنده: باران جعفری تاريخ: دوشنبه 1 آبان 1402 ساعت: 21:01

اول آبان ماه ... پاییزیترین رور من !

برچسب: نویسنده: باران جعفری تاريخ: دوشنبه 1 آبان 1402 ساعت: 21:01

بعد از چندین سال یادم رفت و دیر شد ... ۱۱ خرداد تولدم مبارک سلام ۳۱ سالگی :)

برچسب: نویسنده: باران جعفری تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1402 ساعت: 12:10

بالاخره دارم اون کارگاهی که میخواستم رو درست میکنم

برچسب: نویسنده: باران جعفری تاريخ: سه شنبه 18 بهمن 1401 ساعت: 14:28

امروز یکشنبه و حدودا ۵ روزه که وضعیت اینترنت کشور به هم ریخته ....اما وقتی دیدم میتونم وارد اینجا بشم کلی ذوق زده شدمکلا نمیدونم چم شدهدیگه چیز جذابی توی آدما رو پیدا نمیکنمآدما اصلا جذابیت خاصی ندارنترجیح میدم ازشون دور باشم نبینمشوندر همین حد بدونم که هستن هستن همینفکر می کردم این احساس من مال دوران pms امهاما از اونجایی که الان دوران pms نیستم و توی جمعی رفتم که کلی آدم آشنا دیدم و الان احساس می کنم که چقدر وقتمو بیهوده هدر دادم چرا اصلا پیششون رفتم چرا حس کردم که میتونم دوباره باهاشون ارتباط بگیرم اما الان که تنها شدم نمیدونم چرا انقد این تنهایی لذت بخش چقدر دوسش دارم دوست ندارم به این آدما باشم راحت و خوبهالبته شناخت خیلی زیادی رو پیدا کردم این احساس به من القا میکنه حس خودخواهی که توی وجودشون دیدم حس دو رو بودنشون حس خوب نبودنشون ... احساس می کنم چقدر من از اینجور آدما متنفرم از آدمای خودخواه آدمای دورو و آدمایی که ذات بد دارن ... و چقدر برام لذت بخشه که دیگه نمیخوام توی اینجوری جمعها باشم و ازشون دور میشم دور میشم دور میشم.این روزا ترجیحم اینه که وقتمو صرف چیزهای قشنگ تر کنموقتمو صرف گوش کردن پادکست کتاب صوتی آهنگ های قشنگ می کنم به جای گوش دادن به مزخرفات اینجور آدما .... قدم میزنم ورزش می کنم و حال خودم را بهتر می کنم .... جواهردوزی مورد علاقمو انجام میدم و کیف می کنم تو اینترنت می گردم فیلم میبینم به خودم میرسم و کلاه با تنهایی حال می کنم ... فکر میکردم بیزاری از آدمها خیلی خطرناک و ناراحت کننده است اما امروز به این اطمینان رسیدم که دور بودن از آدم و قشنگه خیلی قشنگه ... و چقدر خوبه که این دنیای مجازی هست که برای منی که از آدمای دورو بد خودخواه دور باشم و پناه میارادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باران جعفری تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 17:11

یه دیالوگی بود میگفت که:
«چون اهمیتی نمیدم؛ معنیش این نیست که نمیفهمم!»
خواستم بگم خیلیامون دقیقا همین شکلی هستیم، یعنی به خیلی از چیزا اهمیتی نمیدیم، و همه فکر میکنن ما نمیفهمیم ولی واقعیت اینه که ما فقط یاد گرفتیم که هر چیزی به قیمت از بین رفتن آرامشمون باشه، زیاد گرونه
اهمیت ندادنِ ما از نفهمیدن نیست
از نخواستنه..

برچسب: نویسنده: باران جعفری تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 17:11

این روزا اگه توی جمعی رفتین که صحبت از حرفای این روزا نیست به اون جمع ... به آگاهی اون جمع به آدمای اون جمع شک کنید مهم نیست صحبت درباره چی هست ... مهم نیست توی چه موضعی هست ... حتی مهم نیست که باهم هم عقیده هستین یا نه ...هیچ کدوم مهم نیست فقط اون صحبت مهمهخب حالا اینکه موضع من کدوم وریه هم مهم نیست و اینکه آیا بحث میکنم یا نه هم همینطور ...توی همه این روزا ... این چند ماه چیزی که خیلی خیلی خیلی باعث تعجب و حس بدم از این روزا شد این بود کهدیشب به خاطر خرید کردن من، دوستم باهام قهر کرد و به حال من تاسف خورد بله ... دقیقا به خاطر خرید کردنتوی همه این چندماه مهم نبود من چه فکر و اعتقادی دارم ...اما ظاهرا خرید کردن من تیشه به ریشه همه عقاید اون زد ...اصلا فکر نمیکردم یه روزی خرید عادی من باعث بشه تمام برنامه ها . اهداف یه سری آدم به هم بریزه :))))))))و واقعا بهم گفت برات متاسفم و قهر کرد ... یه دختر 30 ساله :))))) ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باران جعفری تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 17:11

یه مدت همش دارم خواب یه نفر میبینم

بعد از این همه سال ...

هرشب هرشب هرشب ...

یعنی چی آخه؟ 

چرا نمیفهمم خودمو 

اصلا دلیلاین همه هرشب خواب دیدن نمیفهمم 

برچسب: نویسنده: باران جعفری تاريخ: جمعه 3 تير 1401 ساعت: 7:07

نمیفهممممم ... مگه این مسئله کوفتیه جن.... چیه که یه عده همه چیز زندگی خودشون و بقیه رو صرف اون ماجرا میکنن و میتونن به راحتی گند بزنن به زندگی خودشون و یه نفر دیگه ...اصلا چی توی ذهن مریض یه نفر میگذره که همه چیز و همه کس رو حول محور اون ماجرا میبینه و به خودش اجازه میده که کل ماجراهای دنیا رو طبق اون قضیه پیش ببره و مدیریت کنه، و این مسئله وقتی زووووررر بیشتری برام میاره که طرف زن داره ... خب یارو دیگه مگه چه خبره وه یه نفر سیرت نمیکنه تو  اون ماجرا که باعث میشه عین گربه بیوفتی توی خیابونا که هر زن و دختری رو میبینی به چشم ... ببینی و بعد باعث بشی طرف از هرچی مرده متنفر بشه، باعث بشه یه خانم دیگه نتونه توی هیچ حوزه ای به هیچ مردی اعتماد کنه ... گند بزنن توی اون نیازی که تو توی وحودت داری ...ساعتو ببین ... الان اینجا هنوز ۶ صبح نشده و امروز جمعست و چرا من باید اول صبح روز جمعه درباره این قضیه حرف بزنم به خاطر اینکه یه زنم و هرکاریییب میخوام انجام بدم که مرد لامصب به یه دید دیگه میخواد نگاه کنه به آدم و البته که این مشکل همههههه خانم های این جامعه است.من ۶ ماهه پیج کاری زدم و نمیفهمم چطوریهههه که میان و به خودشون این اجازه رو میدن که بخوان عقده های روانی و مضخرف بودنشون رو توی پیج خانما بیرون بریزن ...اون مسئله کاری که این همه مدت منتظرش بودم و براش تلاش کردم به خاطر گه بودن همین مردا و نیازای مضخرف و جوابی نگرفتنش رفت رو هوا .... گند بزنن به خودش و نیازش و زنش و زندگی کوفتیشو هیکلشو ... حالم به هم میخوره ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باران جعفری تاريخ: جمعه 3 تير 1401 ساعت: 7:07

هرچقدر هم سعی کنی فراموشش کنی بازم دلتنگیش از گوشه و کنارا میزنه بیرون :)

برچسب: نویسنده: باران جعفری تاريخ: جمعه 3 تير 1401 ساعت: 7:07

راستی سال 99 شد ...

12 سال وبلاگ نویسی ... مبارک :)

برچسب: نویسنده: باران جعفری تاريخ: چهارشنبه 17 ارديبهشت 1399 ساعت: 23:58

صفحه بندی